تقارن عجیبی است. " کندو" محصول اوایل دهه 50 ایران و دهه 70 آمریکا. فریدون گُله در رادیکال بودن تنه به آلتمن، اسکورسیزی، هال اشبی و لومت می زند . لمپنیسم! سانتی مانتالیسم! هرگز چنین صفاتی برازنده اش نیست.عمیق، تلخ، همدلانه و همچنان دیدنی. برای بارها و بارها. روایتی روان و تکنیکی منحصربه فرد. به اصطلاح یک کالت. برای نسل جوانی که پیش از انقلاب را ندیده، شهرفرنگ است. رستوران ها و کافه ها، مغازه ها، اسم ها، مردم، تهران، شبهایش، خیابان ولیعصر. این دیالوگ کرم رضایی که " تو هر سوراخ این شهر یه دیو خوابیده" . محیط قهوه خانه و شخصیت غریب صاحبش، بهروز شگفت انگیز و دوست داشتنی، آقاحسینی( داود رشیدی) به یاد ماندنی و البته سکانس تماشایی عصیان با همراهی ترانه " کندو" ابی. عالی و بی نقص