تلفیق دنیای وونگ کار وای و دنیای هنرهای رزمی هونگ کنگی بدون تردید یکی از بهترین و خوش منظره ترین آثار سینمای جهان در سال اخیر و بازگشتی باشوه برای کاروای را رقم زده است.دنیایی آدمهای تنها و سرگردان محیطهای شلوغ شهری ( هنوز هم" در حال و هوای عشق "، "2046" ، " روزهای وحشی بودن" و " چانکینگ اکسپرس" دیدنی و جذابند) و تابلوهای نئون، داستانهای عاشقانه غمناک و نودلیت! جای خود را به دایره المعارفی از زیباترین هنرها و اصطلاحات رشته های رزمی و بویژه کونگ فو داده است.روایتی از زندگی ایپ من یکی از بزرگترین اساتید این رشته و البته استاد اعظم بروس لی. نکته قابل توجه حفظ نگاه شخصی کاروای هم در ساختار روایی و هم در ساختمان بصری فیلم است. نامزدی " استاد اعظم" در دو شاخه فیلمبرداری و طراحی صحنه در آکادمی اسکار هم نشان از این ویژگی دارد.

شاید اگر کارگردانی دیگر می خواست این تعادل را حفظ کند به دردسر می افتاد ، اما ادای دین کاروای به فیلمهایی که بسیار بیشتر از فیلمهای هنری و خاص پسند او کشورش را معروف کرده است، بی بغض و بی کینه با صداقت و صمیمانه است. انگار او به تمام چم و خم های ساختن فیلمهای رزمی آگاهی داشته اما می خواسته مثل قهرمان داستانش پس از40 سالگی و رسیدن به اوج بلوغ در فیلمسازی ، فیلمی رزمی بسازد. مثل این استادهای هنرهای رزمی که با مهارت شگفت فقط با یک دست مبارزه میکنند ( و چه قدر بامزه تارنتینو در بیل را بکش به آنها ادای دین کرده )، با تمام تمرکز پشت دوربین رفته و یکی از بهترین آثار - هرچند متفاوت - خود را رقم زده است.دائم قابهایی که سوژه های انسانی اش در سیطره پراپ رنگ زرد به نیمه تقلیل داده شده اند ( چون فیلمهای قبلی کاروای) توضیح جالب توجه و پرحوصله برخی از فنون رزمی که در تصاویر با فریم بالا و بعضا تصویر آهسته کتر نشانی از مبالغه های فیلمهای رزمی این چنینی دارد، حضور شکوهمند موسیقی و البته ابهام و پرش های داستانی که خاص نگاه کاروای است و از آثار قبلی به این فیلم هم سرک کشیده است. حضور عناصر تاریخی نیز توانسته بعدی مستند به فیلم بیفزاید.اما خب شاید درک داستان نیاز به کمی دقت و البته کمی مسامحه و اغماض! از سوی مخاطب داشته باشد تا بیشتر بتواند از تصاویر حیرت انگیز و نبردهای جذاب لذت ببرد تا کنکاش در علیت روایت. و چه دیالوگ زیبایی دارد سکانس نیمه پایانی : زندگی بدون حسرت واقعا کسالت باره.

برای من که همیشه طرفدار فیلمهای با اسم و  رسم رزمی بوده ام و از بروس لی و ژانگ ییمو و جان وو و جکی چان نازنین و البته فیلم زرمی آنگ لی " ببیر پرَان اژدهای پنهان " وهمین " استاد اعظم " کاروای لذتها برده ام، این یکی می تواند مکمل باشد تا همچنان امیدوار به زنده ماندن و حتی احیای این گونه دوست داشتنی باشم.و در نهایت اینکه به نظرم دیدن " ایپ من " محصول 2008 می تواند پیش نیاز خوبی برای لذت بردن بیشتر از " استاد اعظم" باشد. آن هم اثری بیوگرافیک درباره ایپ من ، استاد بروس لی ، بود که هرچند ظرافت های بصری و هنری فیلم کاروای را ندارد اما در حوزه فیلمهای رزمی ، اثر درخوری است.