عواملی متعددی سبب شده تا " مرد پولادین " هم نتواند نسخه بی نقض و تاثیرگذار در بازسازی های مجموعه سوپرمن ( مخلوق جری سیگل و جو شوستر پس از جنگ دوم جهانی ) باشد. اولینش شیوه و چینش درهم روایت است. پس از شروع روان داستان ، در ادامه شیوه سیال ذهنی برای نقاط عطف مراحل رشد " کلارک کنت " ( سوپرمن ) که در روند شخصیت سازی و ایجاد گره های دراماتیک برگزیده شده، این روش گرچه توانسته روابط علی و معلولی و زمینه های منطق و توالی سکانس های فیلم ؛ تا نیمه های داستان را ، را توجیه کند، اما از تاثیرگذاری حسی آن می کاهد. عقب و جلو رفتن روایت ، از کودکی تا نوجوانی و اوان جوانی کلارک و بویژه صحبتهای موثر پدر زمینی ، جانتاتان کنت ( با بازی قدرتمند کوین کاستنر ) که با حوادثی که قرار است به داستان و هسته اصلی فیلم در زمان حال ( مراحل انتقام گیری ژنرال زاد )، گاه سبب میشود همین زنجیره اصلی فراموش شود. گویی فراموش می شود که از کجا باید به کجا رفت ؟ نکته بعد بعضی سهل انگاری های در بواط بین کاراکترهاست. مثلا عمق رابطه کلارک و لوییس از همان ابتدا، یا حضور شخصیت لوییس لین بدون توجیه در قسمتهای نبرد و ... از سویی دیگر سازندگان این قسمت، به عدم تناسب در پیش فرض های مخاطب نیز توجه نداشته اند. با اینکه سعی شده در بعضی قسمتهای جزیی ترین مسائل مربوط به شخصیتها و فضای اثر به دقت شکافته شود ، اما در برخی از مهم ترین مسائل چنان بدیهی انگاشته شده که پله های نردبان داستان این قسمت بی تناسب بالا رود. برای مثال توضیحات مربوط به سیاره کریپتون ، پدر سوپرمن ( جور ال ) و ... مفصل و نحوه ورودش به زمین و آشنایی با والدین زمینیش و ... بدون پرداخت و با غرض آگاهی مخاطب چیده شده اند. برخلاف نسخه قبلی و البته تا حدودی موفق؛  "سوپرمن بازمی گردد" که در سال 2005 با کارگردانی بریان سینگر و با بازی کوین اسپیسی در نقش خبیث داستان لکس لوثور ساخته شده بود( و البته هر دو هنرپیشه اصلیش بد و غیر قبال قبول بودند ) اینجا کستینگ و البته جلوه های ویژه، اهرم اصلی برای بیگ پروداکشن بودن اثر است.البته که اینها برای ماندگاری کافی نیست. شدت صحنه های انفجار؛ احتراق؛ تخریب؛ زد و خورد و ... آن قدر زیاد هست که باید تا مدتی فققط موسیقی لایت گوش کنید تا به تمدد اعصاب برسید!

بهترین پوسترهای فیلم سال 2013 +پوستر


بدیهی است " مرد پولادین " برای کسانی که قسمتهای قبلی سوپرمن را دیده باشند ، می تواند گامی دیگر باشد ( شاید هم ، گامی در همان نقطه ) . با وجود تبلیغات فراوان مبنی بر وجود کریستوفر نولان به عنوان تهیه کننده و یکی از طراحان داستان اصلی کار و اینکه او به نوعی احیا بخش ابرقهرمان دیگر ( بت من ) بودو فوجی از ستاره های روز، این نسخه اما باز هم نتوانست سوپر من را احیا کند و باید منتظر نسخه احتمالی باشیم که بت من و سوپر من را در یک فیلم کنار هم ( یا شاید روبروی هم ) قرار دهد تا عیار این ابرقهرمان مشخص شود.

پ. ن : شاید همچنان قسمت اول سوپرمن به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی کوتاه اما تاثیرگذار مارلون براندو در نقش جور ال و جین هکمن خبیث ( لکس لوثور) که یک سوپر من پذیرفتنی هم داست ( کریستوفر ریوز) دست نیافتنی ترین نسخه سینمایی سوپرمن باشد ، ابرقهرمانی که در بازیهای ویدویی و کامپیوتری حقش بیشتر از سینما ادا شده است.