پرداختن به موضوع ستادهای تبلیغاتی به مانند نفس کار انتخابات و تبلیغات و مفهوم پروپاگاندا ؛  هیجان انگیز ، پرمخاطره و در عین حال بسیار فورس ماژور( فوری و فوتی و اضطراری ) است. حال اگر فیلمی بخواهد تمامی بار داستانیش را به این تم اختصاص دهد ، دشواری کار دو چندان می شود. از همین روست که پابلو لارین کارگردان برای آنکه یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ کشورش شیلی را پرداختی سینمایی کند ، ساختاری نیمه مستند – نیمه داستانی را برگزیده که در عین روایت بار دراماتیک ، سندهای تاریخی و تصویری خود را از آن برهه حساس ارائه کند. این استراتژی فرمی زمانی تاثیر گذار می شود که به تعادل و هارمونی برسد و در " نه " این اتفاق می افتد.

داستان فیلم به آنجا بر می گردد که : پس از آن که ارتش شیلی در سال 1973 سالواتوره آلنده را سرنگون می کنند و ژنرال پینوشه قدرت را در دست می گیرد ، پس از 15 سال دیکتاتوری مطلق ، پینوشه بر اثر فشارهای فزاینده خارجی و البته نارضایتی های داخلی ، در صدد برگزاری رفراندمی برآمد تا جلوه یی قانونی به حکومتش ببخشد ، این همه پرسی در جولای 1988 برگزار شد و طی 27 روز به مخالفان نیز اجازه داده شد تا تیزرهای تلویزیونی بسازند و بر آرای مخالفان حکومت پینوشه بیفزایند، در این بین ، از یک فعال عرصه تبلیغات ارنست ساودار ( با بازی گائل گارسیا برنال ) که البته خود قربانی حکومت پینوشه است خواسته می شود تا کار بر تبلیغات مخالفان را آغاز کند و او که با سختی و مخالفت در ابتدای کارش مواجه می شود و حتی با کارفرمایش که در جبهه مقبال است ، در می افتد ، باید کار صعب تاثیر گذاری بر اذهان و جمع آوری آرای مخالفان را انجام دهد...

در واقع موضوع مهیج تبیلغات همه پرسی می توانست چون ماهیتش ، شکل تیزری و تبلیغاتی به خود بگیرد که خب خود ریتمیک و سریع است ،  اما جلوه نیمه مستند گونه به همراه فیلمبرداری روی دست و طراحی دقیق صحنه ها ، به اضافه نورپردازی و اتالوناژ صحیح که جلوه یی یکدست به " نه " داده است سبب می شود علیرغم مضمون کمی خسته کننده ( که شاید تنها ایراد فیلم هم همین ریتم آرام  درونی  بی دلیلش باشد ) ، سربلند از آزمونی سخت باشد. نکته دیگر تمایز " نه " با دیگر فیلمهایی است که به مقوله حکومت پینوشه پرداخته بودند. اگر در " خانه ارواح " ساخته بیل اوگست سال 1993 که بر اساس رمانی نوشته ایزابل آلنده دختر سالواتوره آلنده ساخته شد ، این جا هم تاثیر خودکامگی حکومت نظامی  بر خانواده ها مورد توجه است ، اما به وضوح در " نه " در راستای ایجاد شخصیت ارنستوست که زندگی خانوادگی و روابطش با همسر سابق یا با پسرش سیمون ، صورت گرفته است.

به هر حال " نه " فیلمی مناسب برای شناخت صحیح ساختن فیلم سیاسی است. برای ساختن این گونه فیلمها بیش از هر چیز باید فرم سینما را شناخت. برای ما هم که در این زمینه بی تجربه هستیم مثال خوبی است تا پدیده ای چون " پایان نامه " احیانا و زبانم لال نماد فیلم سیاسی نشود.