بچه های هم نسل من (‌سه و نیم ! و چهارم ) با وجود تمام اخلاق های باحال و ویژگی های بامزه یی که دارن اما یه نقطه ضعف اساسی آزاردهنده هم دارن و اون هم اینکه از کتاب و کتاب خونی فرارین. البته نه اینکه اونا اصلآ کتاب نمی خونن ، نه ، اتفاقاً  خیلی هم می خوانند ، اما فقط  و فقط درسی و برای یه هدف : پاس کردن واحد . کافیه به صورت رندوم با بچه های هم نسل ما ( دختر و پسر )  ، درباره کتاب صحبت کنین ، اونوقت میبینین که واکنش اونا از دو حالت خارج نیست : یا خیلی محترمانه و غیر مستقیم یا پس از یه اظهار فضل کلی ، سریع موضع بحث رو عوض میکنن و میکشونن طرف زمینه های مورد علاقه شون : یا رشته تحصیلی شون ، اینترنت و گیم و فیسبوک و ورزش و فوتبال و آبی و قرمز و رئال و بارسا و انواع تفسیرهای سیاسی چپی و راستی و شاید هم هنر . که اتفاقا بحث اینا باعث به جور اعتماد به نفس میشه و در واقع خیلی هم خوبه اما یه چیزی وسط بحث گم شده و اون موضوع اصلیه : کتاب ! حالت دیگه اونه که طرف خیلی رک و صریح جمله مشمئز کننده و متاسفانه همه گیر این نسل رو میگه " حسش نیست " و معلومم نیست که چرا حس برای هر کاری هست الّا کتاب خوندن. یا میگن " گرونه " وکسی نیست ازشون بپرسه " چی گرون نیست ؟ چرا فقط گرونی کتاب رو می بینی ؟ " موبایل تاچ و تب لت و آخرین کنسول ایکس باکس و پی اس و خرج خوردن آب میوه های گوناگون با زیدی و رفقا یا خرج انواع و اقسام آرایش مو و ابرو هفتگی ( اونم آخرین مد روز ) و پیتزا و اسنک و ذرت مکزیکی و قلیون و سیگار و ... خرج نداره اما این وسط کتاب مظلوم ، فقط گرونه. البته واقعا بی انصافیه اگه این وسط شرایط اجتماعی و سیاسی که بچه های نسل ما در اون دوران نوجوانی و جوانیشون رو گذروندن ، نادیده بگیریم. اکثر بچه های این نسل خوردن به دولت نهم و دهم و به یه انفعال رادیکال و یه بی حسی افراطی رسیدن . فضای دانشگاهها و دانشکده ها هم به تبع وضع جامعه به رکود رسید. شرایط بد اقتصادی و تحریم هم به این وضع دامن زد و هزار دلیل موجه دیگه هم هست ... بله ...  اما شاید همه اینها نباید بی توجهی و و بی قیدی بچه های نسل ما رو به کتب و کتاب خونی توجیه کنه . شاید این امید برای بچه های نسل پنجم باشه که با اومدن دولت جدید و شاید بازتر شدن فضا اونا این اخلاق بد رو از بچه های نسل چهارم به ارث نبرن. در این بین البته تاثیر اساتید هم تو جلب توجه بچه های نسل ما و نس های بعدی ، به فرهنگ کتاب نقش موثری داره ، اونا واقعا باید امید و تحرک و انگیزه و اصلاً هدف کتاب خوندن رو به عنوان یه ضرورت ، یه تفریح یا هر چیزه دیگه ای بهشون یادآوری کنن. یادمه تو نمایشگاه کتاب امسال خانم حائری با متانت و شکیبایی منحصر به فردی داشت برای یه نوجوان اولتراامروزی ، موضوع نمایشنامه اش " بی خود و بی جهت " و تفاوتش با فیلم رضا کاهانی رو توضیح میداد و نوجوان که اولش آرام و قرار نداشت ، کم کم به بحث علاقه مند شدو آخر سر داشت موضوع و داستان همه ی نمایشنامه های روی میز رو ، با علاقه و کنجکاوی ، از خانم حائری می پرسید !