" اسکای فال " یک فیلم متمایز و ویژه در میان تمامی آثار جیمز باند در پنجاه سال ساخت آنهاست. این ویژگی و منحصر به فرد بودن هم در پایبندی به سنن و شباهتهای آثار قبلی است و هم در فاصله گرفتن از آنها و اتخاذ یک رویکرد جدید و البته جدی در ساخت آثار 007 است. از یک سو سم مندز کارگردان بزرگ با سبقه تئاتری و سینمایی شاخص هنری خواسته تا احیاگر خاطرات خوش جیمز باندهای سابق باشد و از سویی خواسته تا جیمز باند از نفس افتاده را با توجه به شرایط روز سینمای جهان و دنیای کنونی با تمام خصایصش در ایجاد یک قهرمان سینمایی بازآفرینی کند.

داستان " اسکای فال " به جای بهره گیری از داستانهای کلیشه ای آبکی امروزی ، داستان تروریستی اش را در قلب سازمان جاسوسی ام آی 6 می برد . این بار دیگر خبری از قهرمان بازیهای توام با خیالبافی و اغراق آزار دهنده همیشگی و مخصوص پیرس برازنان و... خبری نیست.این بار نقش " ام " ریس باند بسیار پر رنگ و در قلب داستان است ، رابطه مرید و مرادی ، مادر و فرزندی که میان ام و 007 و به طور موازی ام و شخصیت منفور داستان سیلوا شکل میگرد ، حتی " اسکای فال " را به اثر کاملاً دراماتیزه شده و متفاوت با سری پیشین می کند . هر چند عواملی چون احیای شخصیتهای باسابقه در آثار 007 ، مثل خانم مانی پنی ، آقای کیو ، ماشین استون مارتین و... همراه با تیتراژ تماشایی ابتدایی همگی در جهت  بازآوری خاطرات درخشان آثار قدیمی باند به ویژه آثار شون کانری است و از سویی دیگر  فیلمبرداری درخشان و به یاد ماندنی راجر دیکنز ( فیلمبردار همیشگی آثار برادران کوئن ) ، که صحنه فیلمبرداری اش در بالای آسمان خراش شانگهای با آن رقص نور ، عجیب ، باورنکردنی و به یاد ماندنی است . موسیقی توماس نیومن ( همراه همیشگی مندز ) ، ترانه جذاب آدل ، فیلمنامه خوب و در نهایت بازی های متناسب دنیل کریگ ، رالف فاینز ، جوی دنچ و خاویر باردم ، " اسکای فال " را به اثری شاخص و شاید بهترین اثری که از سری فیلمهای جیمز باند دیده ایم ، بدل کند.

                            

برای من که همیشه یکی از طرفداران و پیگیران مجموعه 007 بوده ام ، " اسکای فال " بهترین ، هنری ترین ، کم اغراق ترین و در عین حال بازیگوش ترین آنهاست ( لطفاً این را به پای جو زدگی نزنید).

پ.ن. : میدانم بی ربط به موضوع اصلی پست است اما قهرمانی استقلال در لیگ برتر خیلی چسبید.برای ما استقلالیها دیگر عادت شده که امیر قلعه نوعی با هر بار حضورش تیم را قهرمان کند ،با وجود تمام حرف و حدیث های بچه گانه و گاه ابلهانه پشت سرش از سوی بدخواهان ، کارنامه فوق العاده موفق 5 قهرمانی ، 2 نایب قهرمانی دیگر حرفی باقی نمی گذارد و بعدش خداحافظی تلخی داشته باشد ( امیدوارم این بار دیگر این اتفاق نیفتد ) در فینال جام حذفی هم سپاهان قهرمان شد در شب تلخ خداحافظی مهدی مهدوی کیا که از آن رویدادهای غمناک بود و سپاهان بار دیگر ثابت کرد عجب تیم ساختارمند و البته حرص درآری ( برای استقلالی و پرسپولیسی جماعت ) است.اما از آن طرف هم نمی شود انکار کرد که لذتها و کرکری های فوتبالی واقعاً زود گذر است. و خب قبلاً هم گفته بودم که فوتبال است و این فراز و نشیب هایش.