شوالیه تاریکی بر می خیزد ، پایانی نه بی عیب و نقص بلکه تقریبا قابل قبول را برای تریلوژی ( سه گانه ) بتمن کریستوفر نولان است. این تعبیر مسلما برای خود فیلم به عنوان یک اثر مستقل هرچند مرتبط  با دو بتمن قبلی ساخته شده توسط نولان است. آثاری که هرکدام در زمان خود تایید همزمان تماشاگران و منتقدان را به همراه داشتند و همگان به شکل گیری دوره و نگاه جدید به ژانر ابرقهرمانی اذعان کردند.نگاهی که با ورود دنیابینی بد بینانه و پر از تردید و عدم قطعیت  نولان و توامان تجربه گرایی در ساختار روایی آغاز شد، به اوج رسید و با این فیلم به پایان آبرومندانه خود رسید. در این بین جایگاه شوالیه تاریکی بر می خیزد از دو سری قبل حساس تر و کار برای به پایان رساندن این بتمن تازه شکل گرفته بسیار خطیر تر است. چرا که از سویی قرار بوده نقطه پایانی بر این سه گانه باشد و این سرانجام همواره کلیدی ترین نقش را در برآورد و ارزیابی کلیت و یکپارچگی سه گانه ها دارند و از سویی دیگر خوشبختانه یا متاسفانه شوالیه تاریکی بی می خیزد پس از فیلم بسیار موفق شوالیه تاریکی قرار گرفته و ناخودآگاه و بی اختیار بحث مقایسه بین این دو شکل میگیرد.

jlf7rdbx4qm1qxneejy.jpg

شاید بزرگترین آْسیبی که به پیکره خوش تراش و خوب بزک کرده شوالیه تاریکی بر می خیزد وارد شده ، از ناحیه فیلمنامه و ضعف های کوچک ولی بیشمار که گاه تاثیر مخربی هم به کلیت اثر وارد می کنند ، بوده است. به نحوی که با تماشای دقیق برخی داستان های فرعی که حول چند محور اصلی چیده شده اند قرار میگیرد ، این نقاط ضعف آشکار می شود . شاید بزرگترین  ضعف غفلت فیلم در نقش داستانی و شخصیت پردازی زن گربه ای است.کاراکتری که کنش هایی در بزنگاههای متفاوت داستان رنگ و بویی از یک روال منطقی و باور پذیر نبرده اند و در سایر از موارد هم حضورش اگر نگوییم تحمیلی اما سردو بی اثر است . از دزدیدن گردنبند مادر بروس وین برای برداشتن اثر انگشت او و تحویلش به یکی از اعضای هیات مدیره شرکت وین که بدون سرانجان و بی خاصیت پایان با یک درگیری پایان می گیرد و حتی مزد این سرقت خود را هم دریافت نمی کندو تا همکاری منفعلانه و بدون توضیح و صرفا غافلگیرانه او با بدمن او با بدمن اصلی داستان " بین و حتی از تغییر  موضع و قهرمان شدنش که در پیچ و تاب داستانهای دیگر فراموش میشود و یا بسیار کم رنگ است. از همان ابتدا و از ورود شخصیت بدمن اصلی داستان " بین " و نحوه آدم ربایی فیزیکدان هسته ای روس از هواپیما مخصوص سیا بدان شکل ساده لوحانه و بی آینده نگری که اتفاقا اجرایی خوب و قابل قبولی هم دارد این ضعف ها رخ می نماید. مشخص نیست که چرا این شیوه پر زحمت و پر هزینه برای کاری  که به طرق ساده تری هم قابل انجام بود انتخاب میشود. بازرسی ناشیانه و آماتوری از کمیسونر گرودون با سابقه و کارکشته از فاضلاب های زیر شهر و گیر افتادنش در مخمصه یاران بین که منجر به زخمی شدن و بستری در بیمارستان و انجام وظایف خود از روی تخت می شود.حرکت بین در یورش به بازار بورس هم چندان قانع کننده نیست .برنامه ای  که می تواند حتی در بزرگراهها هم با وجود گروگانها روی موتور بارگذاری شود نیازی به ماندن و خودنمایی در تالار بورس و منتظر ماندن ندارد. در ضمن می توان حرکت مامورین پلیس در نادیده گرفتن بین موتورسوار و توجه همه جانبه به بتمن را در ادامه همین رفتارهای غیر منطقی سیاهه کرد.اعمال خود بتمن و سایرین هم بی منطق و فاقد کشش روایی جلوه میکند. در این مرد می توان به تحول نه چندان قابل باور و نابه هنگام کاراکتر بروس وین برای بیرون آمدن از نقش بورس وینی  و فرو رفتن در کاراکتر بتمن است که حتی توضیحات و دیالوگهای خانه زاد وفادرش " آلفرد " هم که با اجرای فوق العاده مایکل کین همراه شده او را قانع نمی کندو این تحول و تغییر رفتاری صاعقه مانند را بدون راه بازگشت میکند. امری که منجر به اقدام خودسرانه و فوق عجیب او برای مبارزه یک تنه با بین ، بدون در نظر گرفتن شناسایی او و گروهش و فقط با تکیه بر کاراکتر خنثی و مبهم زن گربه ای می شود . تصمیمی که با شکست خوردن از بین و تبیعید به زندان مخوفی می شود و فضا را برای اقدامات بین و گروهش در گاتهام سیتی هموار میکند. اگر از دلدادگی و اعتماد ساده انگارانه بروس وین به میراندا تیت سرمایه گذار که بعدها نقش کلیدی تری در داستان پیدا میکند ، بگذریم ، رابطه عاطفی در پرده بتمن با زن گربه ای هم خوب جا نمی افتد. یکی از ضعف های آشکار ، حضور همه جانبه اعضای گروه بین در ساعات حکموت نظامی و به همان میزان غیبت شان در مواقع دیگر است که هرچند لابه لای موارد دیگر محو و کوچک جلوه میکنند اما خب تاثیر خوشایندی ندارد .

3ultty8zfq3p4ftc589f.jpg

اما با وجود تمامی این اشکالات ، نسخه پایانی بتمن نولان قوت هایی دارد که آن را به اثری قابل تامل و با کمی اغماض قابل قبول تبدیل میکند . شاید بزرگترین نکته قابل بحث و مثبت درباره شوالیه تاریکی برمی خیزد ، توجه به خصایص و روحیات کارامتر بتمن در قالب شخصیت " بروس وین " باشد . در هیچ کدام از نسخه های بتمن نولان و حتی بتمن ها ی پیشین من جمله بتمن های تیم برتن ، تا این اندازه بتمن بودن قاب و در هیبت یک اسنان پاهر نشده بود .به همین دلیل میزان آسیب دیدگی روحی و جسمی کاراکتر بتمن در این نسخه به قدری بالاست که حتی آدم فکر نمی کند که در حال که تماشای یک داستان برگفته از کمیک استریپ ساخته دی سی کامیکز است.از درگیری بتمن با بین در فاضلاب تا زخم های عاطفی و جسمی فراوانی که با برملا شدن رازهای خود ساختگی در زندان وخوف راس الغول برایش به وجود می آید تا هردرگیری دیگری که یکی از وجوه تمایز و حذابیتش زخم پذیری بتمن است.از سویی کاراکتر " آماندا پیت " به مانند یکی از فم متال های داستان ها و فیلم های نوار به قدری خوب پرداخت شده و در بزنگاههای داستان حضور قدرتمندی دارد که در تمامی لحظات حضورش ، به رکنی در ساختار روایی بدل میشود  از همان آشنایی و پیشنهاد برای سرمایه گذاری تا برملا شدن شخصیت واقعی اش برای بروس وین با یک غافلگیری حساب شده و دقیق در نقطه عطف دوم و پایانی فیلمنامه ، همه نشان از نبوغ نولان در طراحی این شخصیت دارد.کاراکتر پلیس جوان " بلیک " هم که زمینه های شکل گیری رابین دوست و یاور بتمن را ایجاد میکند هم ورود قابل قبولی دارد و هم در داستان خوب جا میافتد و حضور به موقعی دارد. اشاره های فرامتنی بسیار زیرکانه نولان به تحولات جهانی و به ویژه افول و تهدیدهایی که جامعه سرمایه گزاری آمریکا با آن روبروست و همچنین مناسبات هسته ای و قدرت طلبی و مسئولیتهای ناشی از داشتن چنین دانشی در زیر متن و داستان نشان از موقیعت سنجی و خلاقیت نولان دارد .

79c0bszhhz43l8ldh7c.jpg

به هر حال تحول شگرفی که نولان به این عرصه آورد موجب شده که دیگران تا سالیان سال جرات و یارای نزدیکی به کاراکتر بتمن را نداشته باشند. شاید چندین دوره وباید بگذرد و زمانه به شکلی بنیادین تغییر یابد تا نیاز به قهرمانی مناسب آن حال و هوا و با خصوصیات بتمن بازآفریده شود.

پ.ن: چند وقت پیش نامزدهای جایزه گلدن گلاب معرفی شدند و من با اشتیاق به دنبال نامزدهای بهترین فیلم خارجی سال بودم. دوتایشان را هم دیده ام و می دانم که علیرغم ظاهر موجه شان چه قدر در بیان سینمایی و البته مضمونی از جدایی نادر از سیمین پایین تر هستند.راستش چند وقت است به فکر یک نگارش سلسله مطالب درباره جدایی نادر از سیمین هستم. فیلم بزرگی که هنوز هم با ذهنم بازی میکند و هنوز هم این احساس یقینی را دارم که حرفهای نگفته فراوانی در بردارد.ای کاش زمان و حوصله بگذارد.